1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از: *داشتن باشگاه بدنسازی *داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران *داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی *بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!! *نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)
2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از: *تلفظ حرف ق *ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه! *دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف *بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران *داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.
3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از: *توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک *توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی *داشتن مزرعه خشخاش *آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی *دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از: *داشتن رو حیه مهمان نوازی! *داشتن روحیه مهمان نوازی! *داشتن روحیه مهمان نوازی! *.......
5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از: *نداشتن چشم طمع به برادر همسر! *توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین! *[...] و [...]
6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از: *خوردن موز به صورت دو بار در هفته! *دست و دلباز بودن *داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی *ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی! *راستگویی و صداقت!!!
7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از: *توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت *نداشتن سیبیل *تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی! *نداشتن سابقه دعوا و قلدری *نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از: *کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب! *پوشیدن پیراهن و شلوار سفید *نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون *نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل "برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد! *داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)
9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از: *توانایی زیستن در آب و هوای خوش. *آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا *نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی *ادای حرف های خ و ق بدون تشدید
10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از: *داشتن تنها دو دوست دختر *آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و .... *داشتن روحیه جوانمردی *مرد بودن!
+نوشته شده در دوشنبه 9/9/88ساعت 10:37 صبحتوسط رضا تنها | نظرات ( )
|
راستی آیا تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که اگر خانمها بجای حامله شدن و وضع حمل، مانند پرندگان تخم میگذاشتند، چه اتفاقاتی در دنیا رخ میداد، و زندگی روزمره ما دستخوش چه تغییراتی میشد؟
بنظر من، بزرگترین و بهترین تغییری که در زندگی خانمها رخ می داد، این بود که دیگر هیچ زنی نگران اضافه وزن و کاهش مجدد آن در دوران حاملگی و بعد از آن نبود و خانمها از بابت مراقبتها و رژیمهای غذایی دوران بارداری، راحت و بیخیال بودند، چون تخم میگذاشتند و با خیال راحت روی آن مینشستند. البته احتمالاً دوران روی تخم نشستن آنها، برای خودش داستانها و رسم و رسومات بسیاری ایجاد میکرد و موضوع غیبت و پرحرفی خیلی از خانمهای پیر و جوان میشد. مثلاً مراسم «تخم اندازون»!!! که طی آن خانمها دور هم جمع میشدند و با شیرینی و کادو به عیادت «مادر آینده» و «تخمهایش» میرفتند و پیرامون تخم و تخمگذاری و خاطرات تخمی خود، با هم به بحث و گفتگو میپرداختند. (البته فراموش نشود که بعد از اتمام مراسم، تا روزها و هفتهها بحث شیرین غیبت ادامه مییافت).
مثلاً:
- واه، واه، واه، دختره رو دیدی اقدس جون! همچین با افاده روی تخمهاش نشسته بود که انگار تخم طلا گذاشته!!!
- آره خواهر، والله ما اون وقتها، شیش تا شیش تا تخم میذاشتیم و اینقدر هم ناز و ادا نداشتیم. امان از دخترهای این دوره زمونه...!
و یا:
- وای، وای، وای، مهین جون، تخمهاشو دیدی؟؟!... عین گردو بود!!! هم کوچیک بود، هم سیاه!!
- آره دیدم، شهین جون. چقدر هم مادر شوهره ازش تعریف میکرد، خدا شانس بده. من تازه که عروسی کرده بودم، یک تخم گذاشتم عین هلو!!! هر کی میاومد دیدنم، دلش میخواست گازش بگیره! ولی خدا شاهده که مادر شوهرم یک بار هم جلوی مردم از تخم من تعریف نکرد...
و اما دومین تغییر خوش آیند برای خانمها این بود که آنها میتوانستند با خیال راحت و بدون تحمل درد و یا بیهوشی شاهد لحظ? تولد فرزندشان باشند، چون دیگراز درد زایمان و «اپی دورال» و «سزارین» خبری نبود.
طبیعتاً علم پزشکی هم به صورت امروز نبود و مردم بجای مراجعه به دکتر زنان و زایمان، از وجود تخم شناسان حرفهای، و دکترهای «تخمی» بهرهمند بودند.
دردنیای تجارت و بیزنس نیز احتمالاً تغییرات فراوانی ایجاد میشد. مثلاً شرکتهای تولید کنند? لباس و لوازم حاملگی در دنیا وجود نداشت و بجای آنها کمپانیهای تخمی فراوانی در دنیا تأسیس میشد که کار آنها تهیه و تولید انواع و اقسام لوازم و ادوات تخمی، جهت نگهداری بهین? تخم بود. مثل «تخم گرم کن الکترونیکی هوشمند» و یا «محافظ کامپیوتری تخم، با قابلیت اتصال به اینترنت و کنترل از راه دور»!!!
تزئینات تخم نیز برای خود ماجراهایی داشت و موضوع رقابت و چشم و همچشمی بسیاری از بانوان محترم میشد. مثلاً روکشهای طلا برای تخم که در صورت سفارش بر روی آن برلیان هم کار گذاشته میشد تا خانم با ناز و افاده بر روی آن بنشیند و به بقیه پز بدهد! و همین کارها باعث پیدایش کمپانیهای جدیدی جهت اخذ «وامهای تخمی» با بهرههای جور وا جور و نهایتاً سرمایهگزاریهای تخمی در این راه میشد.
خلاصه که خیلیها بسوی بیزنسهای تخمی میرفتند و ایدههای تخمی فراوانی، به ثمر مینشست و در نتیجه، خیلیها «مییلونر و میلیاردر تخمی» میشدند.
و چه بسا افرادی هم بودند که بخاطر ایدههای تخمی خود، دست به کارهای تخمی میزدند و پس از چند سال فعالیت بیحاصل تخمی، اعلام ورشکستگی میکردند و در نتیجه هم? سرمایه خود را از دست میدادند.
در بخش تبلیغات تجاری نیز مردم شاهد حضور آگهیهای ریز و درشت تخمی در در و دیوار و رادیو و تلویزیون بودند، که مثلاً میگفتند:
«اگر تخم بزرگ میخواهید، با دکتر ... متخصص امور تخم تماس بگیرید.»
«استرس و افسردگیهای تخمی خود را با دکتر ... دارای بورد تخصصی از انجمن دکتران تخمی آمریکا در میان بگذارید.»
«آقای ...، مشاوری مطمئن در امور تخمهای شما».
«خانم ...، وکیل آگاه و با تجربه برای دعاوی تخمی شما. عضو هیات مدیر? کانون وکلای تخمی کالیفرنیا»
«تخمهای خود را نزد ما بیمه کنید و با خیال راحت به مسافرت بروید. شامل: سرقت، ترکخوردگی و شکستگی!»
«اگر به علت مشغله کاری و یا بیماری، قادر به نشستن روی تخم نیستید، با ما تماس بگیرید. ما از تخم شما مانند چشم خود محافظت میکنیم!»
وب سایتهای تخمی نیز مانند سرطان، در عرض چند هفته تمامی کامپیوترها و شبکهها را تسخیر میکردند.
در تلویزیون، مردم به مشاهد? میزگردها و برنامههای پرسش و پاسخ تخمی مینشستند. مثلاً خانمی از اصفهان با تلویزیونی در لوسآنجلس تماس میگرفت و بعد از دهها دفعه که صدا قطع و وصل میشد، میپرسید: آقای دکتر، من احساس میکنم که جدیداً پوست تخمم نازک شده(!) چیکار باید بکنم؟...
و طبق معمول همیشه، آقای دکتر یک جواب بی سر و ته به او میداد و گوشی را قطع میکرد و به سراغ بقی? سئوالات تخمی شنوندگان میرفت.
در برنامههای رادیویی نیز، برنامههای روانشناسی تخمی، در بین شنوندگان جایگاه ویژهای داشت و دراین میان خوانندگان و نوازندگان هم از این داستان بینصیب نمیماندند و حتماً ترانههایی در وصف تخم و تخمگذار سروده میشد. بطور مثال:
- یک تخم دارم، شاه نداره. صورتی داره، ماه نداره...
و یا:
- هیشکی مثل تو تخم نداره. نه داره. نه میتونه بذاره...
زندگی خانوادگی و روابط انسانها نیز جدا از این تغییرات نبود و حتماً آداب و رسوم و معاشرتهای مردم نیز بر همان اساس تغییر میکرد. مثلاً مادران به پسران خود میگفتند و نصیحت میکردند که: مادر سعی کن زنی بگیری که واست تخمهای گنده گنده بکنه!!!
در هنگام خواستگاری نیز مادر عروس با افاده به خانواده داماد میگفت: خانواد? ما اصولاً «تخم بزرگ» هستند. من خودم وقتی تازه ازدواج کرده بودم، یک تخم گذاشتم، انداز? هندوانه!!!!...
به اسامی افراد و نامهای خانوادگی موجود نیز، احتمالاً چندین اسم و فامیل تخمی اضافه میشد. مثلاً: تخمعلی تخمیزاده، تخمناز تخمینژاد، تخمعباس تخمیپور و...
پدربزرگ، مادربزرگها مثل همیشه، شایعه درست میکردند و از تجربیات تخمی خود سخن میگفتند و برای جوانترها داروهای سنتی و گیاهی تجویز میکردند و میگفتند:
- قدیمیها گفتهاند: اگر روزی چهار تا استکان گل گاو زبون بخوری، تخمهات میشه اندازه نارگیل!!!
و یا:
- اگر کنجد رو با پوست گردو مخلوط کنی و با هل و نبات بخوری، حتماً تخم دوزرده میکنی! و...
مردم هنگام قسمخوردن و یا قسمدادن یکدیگر، از قسمهای تخمی نیز استفاده میکردند. مثلاً میگفتند: به جون تخم عزیزم راست میگم! و...
و هنگام دعوا و عصبانیت، علاوه بر فحش خواهر و مادر و جد و آبا، به تخمهای هم دیگر نیز فحش میدادند مثلاً: الهی تخمهات بشکنه! الهی تخمهاتو سگ ببره و...!!!
در قوانین کشورها نیز احتمالاً چند قانون تخمی به بقی? موارد قانونی اضافه میشد و همین موضوع، مقدم? بروز یکسری جرم و جنایت تخمی میشد.
جنایتکاران جنگی به جای «نسل کشی»، «تخم شکنی» میکردند و باندهای تبهکار و مافیایی علاوه برخلافهای قبلی، به جرائم تخمی مانند تخم دزدی و تخم فروشی و قاچاق تخم هم روی میآوردند.
حال شما بگویید، دوران حاملگی بهتر است یا زندگی تخمی!؟
+نوشته شده در دوشنبه 9/9/88ساعت 10:26 صبحتوسط رضا تنها | نظرات ( )
|
ABOUT
رضا تنها[203] عزیزم آهنگ صدایت زیبا ترین ترانه زندگیم
نفس هایت تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم است
پس با من بمان تا زنده بمانم